۱۳۸۸ آذر ۴, چهارشنبه

وبلاگ جدید مبارزه مجازی راه اندازی شد


پرچم بالاست


وبلاگ جدید مبارزه مجازی راه

اندازی شد

 به دليل بالا بودن آمار بازديد ، هکرهای کودتا چیان وبلاگ قبلی رو هک کردند. وبلاگ قبلي تقريبا يك وبلاگ خبري بود ولي وبلاگ جديد يك وبلاگ تحليلي است و اغلب مطالب آن اختصاصي است.
انتشارمطالب اين وبلاگ در سايت ها و وبلاگ هاي شما با ذكر منبع هيچ منعي ندارد. 

به امید آزادی ایران

۱۳۸۸ آبان ۱۱, دوشنبه

۱۳۸۸ آبان ۱۰, یکشنبه

نگاهي متفاوت به خيابان هاي تهران



نگاهي متفاوت به خيابان هاي تهران


وبلاگ مبارزه مجازي به نقل از ترانه آزادي

۱۶ آذر به انقلاب ختم می شود.ادامه ی انقلاب به آزادی می رسد.اما تا رسیدن به خود تندیس آزادی باید همچنان ادامه داد. جمهوری اسلامی با آزادی فاصله دارند.در حالیکه در ظاهر با هم در یک امتداد هستند اما فاصله مطمئنی باهم دارند.مهوری اسلامی با رسیدن به خیابان رودکی تمام می شود اما آزادی همچنان ادامه دارد. انگار که جمهوری اسلامی تمام توانش در همراهی با أزادی تا همان رودکی بوده است.



ملت خیابان کوتاهی است که با رسیدن به خیابان جمهوری اسلامی پایان می پذیرد.




سفارت انگلیس هم دردر خیابان جمهوری اسلامی قرار دارد.سفارت روسیه با اینکه در نوفلو شاتو قرار دارد اما آن هم به جمهوری اسلامی نزدیک است.




اگر از انقلاب به آزادی و جمهوری اسلامی بخواهید بروید٬ مسیرها در تضاد با یکدیگر هستند.برای رسیدن به آزادی باید انقلاب را ادمه داد و برای رسیدن به جمهوری اسلامی باید از آزادی و انقلاب فاصله گرفته و انقلاب را رو به پایین رفت.




خیابان ایران هم خیابانی است که فقط عده ای خاص با عقایدی خاصتر در آن جای دارن.




پاسداران همان سلطنت آباد سابق است.فقط اسمش عوض شده.جهت همان جهت و شیب همان شیب است.






خیابان نبرد به پیروزی می رسد.




و برای رسیدن به فرجام از هنگام باید رفت...



۱۳۸۸ آبان ۸, جمعه

تابستان را كه يادتان نرفته؟




تابستان را كه يادتان نرفته؟



حتما تابستان را يادتان رفته كه افتاديد به قلدري كردن . ما يادمان نرفته . يادمان نمي رود . داغي گذاشتيد روي دلمان كه فراموش مان نشود . هي اسم روي اسم تلنبار كرديد . هي خاطره پشت خاطره...



بعد رد كه مي شوي از ونك يك باره از خاطرت مي گذرد همين جا بود كه اولين بار ، اولين باتوم ها آمد پايين و شكافت تن نحيف مان را . پوست كلفت نشده بوديم هنوز . نمي دانستيم قرار است روزهاي بعدش ، هر روزمان همين باشد . هي باتوم و گاز اشك آور . نمي دانستيم ونك شروع روزهاي تازه است . چه تابستاني را از سر گذرانديم ...



و آزادي را هميشه همين جوري يادم مي ماند . تا آخر دنيا . بعد از كلي راه رفتن و نفس زدن و گرما ، يكي كه قد بلند تر بود مي گفت ؛ « دارم مي بينمش ! » و ما روي پاشنه هاي پاهامان ، دنبالش مي گشتيم و اگر نبود مي رفتيم بالاي نرده هاي وسط خيابان ! بالا خره رسيديم . قبل از انتخابات كه خوش خيال بوديم كه مي رسيم . بعد از انتخابات كه فكر مي كرديم راهي نمانده . همين جوري كه دهان به دهان مي گشت رهنورد گفته بمانيد خانه هاتان . كه مي گفتند موسوي مي آيد تا مردم را نكشند . كه مي گفتند دستور تير داده اند . كه داده بودند . كه اولين گلوله همان جا شليك شد ، اولين قرباني ...

و همهمه اي كه پيچيد توي توپخانه ؛ « يا حسين ! مير حسين ! » فكر مي كرديم اگر همه پاهامان را بكوبيم زمين ، زمين مي لرزد بس كه زياد بوديم . زمين مي رود پايين بس كه عصباني بوديم ؛ « موسوي موسوي ! راي منو پس بگير »



و امير آباد را با آن چماق به دست هاي حيدر گوي غول پيكر و در خانه هايي كه باز بود به روي مان . بطري هايي كه پر آب مي شد . مادرهايي كه دعاشان و لبخندشان پشت سر مان بود پيش از آن كه برگرديم توي خيابان . و نگاه نگران مهربان شان ؛
 « مراقب خودتان باشيد ! » بوديم . هستيم . تازه داشتيم ياد مي گرفتيم مراقب خود مان و انسانيت مان باشيم . مراقب حق مان و شرف مان باشيم .




و بلوار كشاورز را پيش از وليعصر ؛« سعيد حجاريان ، آزاد بايد گردد ...»


بهشت زهرا را با تمام گرد و خاكش ، باتوم هايي كه پايين نيامدند . ون هايي كه خالي رفتند . دست هايي كه تا آخر افراشته ماند ، بغض هايي كه فرياد شد ؛
« سي سال جرم و جنايت»


من اولين بار ، اولين دست بند سبزم را توي هفت تير از دستم باز كردم . اشك آور را كه زدند و پشتش هجوم آوردند به سمت مان . باز نمي شد بس كه محكم بسته بودمش . بس كه هميشه دستم بود . با فندك سوزاندمش . گذاشتم توي جيبم . ماند يادگاري تا بهارستان كه گمش كردم .







وليعصر را روز تنفيذ ؛ « اي رهبر كودتا ! اين آخرين پيام است ... » و اولين بار صداي تپش قلبم را شنيدم وقتي جواب تمام در زدن هام ، درهاي بسته بود . و آن قدر زنگ ها را زدم تا كوچه خالي شد از موتور ها و بسيجي ها . گلوله هايي كه پشت سرمان شليك مي شد و ما دست هاي هم را مي فشرديم از ترس .


و ما تمام پل كريم خان بوديم . از اول تا آخرش . و خيلي قبل ترش و خيلي بعد ترش...

انقلاب را كه نگو . خود زندگي ست . هي نرسيدن است . هي رسيدن و كتك خوردن . از حفظ شديم تمام كوچه پس كوچه هاش را بس كه روزهاي تابستان مان شب شد توي پياده روهاش . نه به اين راحتي كه مي نويسم و مي خوانيد . سخت تر . غمگين تر . خوني تر . حالا كه نگاه مي كنم اميدوار كننده تر ، انساني تر از هميشهء انقلاب و كتابفروشي هاش . حالا داشتيم آن كتاب ها را زندگي مي كرديم . درس پس مي داديم . پس آزادي اين همه سخت بود و درد داشت ؟




و بهارستان را و بهارستان را و بهارستان را...


تابستان را كه يادتان  نرفته؟






جواني كه رهبر را به چالش كشيد!!!

جواني كه رهبر را به چالش كشيد






در گزارشی که از سخنان انتقادی یکی از جوانان فرهیخته در حضور آقای خامنه ای در سایت‌های رسمی آمده است، نوعی استیصال دیده می‌شود که حتی حفظ ظاهر نیز نتوانسته است، آن را پنهان سازد. هر چه سخنان این جوان فرهیخته از ساختمان محکمی برخوردار است، در سخنان آقای خامنه‌ای هیچ انسجامی دیده نمی‌شود
آقای خامنه‌ای که تا کنون هیچ‌گاه در مقام پاسخ‌گویی قرار نگرفته است و همیشه
 یک سویه خطابه ایراد کرده است. در وضعیتی ناگهانی در برابر پرسش‌هایی قرار می‌گیرد و هیچ راهی جز پاسخگویی ندارد. پاسخ‌هایش پراکنده و در هم ریخته است. حتی نمی‌تواند حفظ ظاهر کند و در پاسخ‌گویی با لحنی متین‌تر پاسخ بگوید. با این همه همین که وی پس از سالیان دراز تک‌گویی مجبور به حضور در دیالوگی می‌شود که ناگزیر باید به سوال‌هایی پاسخ بدهد، فی نفسه مثبت است، هر چند پاسخ‌های او بسیار نامناسب با جایگاه و بی ربط به سوال‌هاست .







در پرسش‌های چهارگانه پرسش کننده، جدای از انسجام و به هم پیوستگی، صورت بندی از مسایل و مشکلات کشور دیده می‌شود.






.برای نمونه فقط یک بخش از پرسش‌های او را با پاسخی که آقای خامنه‌ای داده است مرور می‌کنیم. او می‌پرسد: «آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از کشور و جهان ارائه می‌دهد یا تصویری غیرواقعی و کاریکاتورگونه؟ آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازه‌ی دفاع از خودشان را می‌دهد؟ عقایدی که به‌خصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار می‌گیرد؟


آیا صدا سیمای ما نقل‌قولی که از افراد می‌کند و یا رویدادهایی که روایت می‌کند، وفادارانه و منصفانه است؟»






آقای خامنه‌ای از این چند پرسش بخشی را بی پاسخ می‌گذارد و با تذکر این که نباید در انتقاد از بى‌انصافىِ یک دستگاه یا یک کس، خود ما باید دچار بى‌انصافى شویم، می‌گوید: «خیال نکنید آن حرف‌هائى که صدا و سیما می‌زند، این، همه‌ى حرف‌هاست؛ نه، خیلى مطلب هست. "یک سینه حرف موج زند در دهان ما". این‌جور نیست که هر چه که انسان احساس می‌کند، این را گفته باشد یا بتواند بگوید. خیلى حرف‌هاى زیادى هست. شما جوان‌ها الحمدللَّه باهوشید، بااستعدادید، به‌تدریج خیلى از حقائق براى شماها روشن خواهد شد.»






در واقع این جوابی است که به پرسشی می دهد که درباره طرح دیدگاه‌های مختلف در صدا و سیماست، اما به جای پاسخ به گونه‌ای است که انگار پرسش‌کننده پرسیده است، آیا صدا و سیما تمام دیدگاه های شما را منتشر می‌کند. جواب این پرسش روشن است، اما پاسخ دهنده با فرار از پرسش به طرح بحثی می پردازد که عجیب و غریب است و البته به نظر می رسد ناشی از غافلگیری. طبیعی است که این جواب آن سوال نیست. اگر فرض را بگیریم که جواب ان سوال است، بلافاصله سوال بعدی این خواهد بود که مگر شما مسئول نیستید در این زمینه ؟ چرا زمینه طرح دیدگاه های مختلف را فراهم نکرده‌اید ؟






وی با اشاره به این سوال که «آیا صداوسیما وضعیت واقعى کشور را نشان می‌دهد؟» پاسخ می‌دهد «نه، ناقص نشان می‌دهد.خیلى پیشرفت‌هاى برجسته و بزرگ هست که صدا و سیما نشان نمی‌دهد. دلیلش هم این است که شما مجموعه‌ى مرتبط با حوادث گوناگون، از خیلى از حقائق کشور و پیشرفت‌هاى کشور مطلع نیستید؛ نقص صدا و سیماى ماست. والّا اگر صدا و سیما می‌توانست همان‌جور که تلویزیون فلان کشور غربى با یک سابقه و تجربه‌ى فراوان و با استفاده‌هاى هنرى دروغ‌هاى خودش را راست جلوه می‌دهد، واقعیات موجود کشور را درست منعکس کند، شما بدانید امروز امید نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به کشورش، به دینش، به نظام جمهورى اسلامى‌اش، به‌مراتب بیشتر از حالا بود."






این دیگر نمونه روشن پاسخ گریزی و نوعی زرنگی ساده اندیشانه است که ناشی از دست کم گرفتن مردم است. البته کسی که مدام تعریف و تمجید بشنود و هرچه می‌گوید، تایید شود، طبیعی است که چنین پاسخ‌هایی به چنان پرسش‌هایی بدهد.»






اما در پاسخی که به انتقاد دیگر دانشجو می‌دهد، نمونه روشن‌تری از از فرار از پاسخگویی و حتی فرار از مسئولیت دیده می شود. این پرسش‌ها نشان داد که اگر فضای پرسش از رهبری در مطبوعات رواج داشت و و او ناگزیر به پاسخگویی بود ، چقدر افکار عمومی روشن تر از امروز بود.






خامنه‌ای می‌گوید: «شما خیال نکنید که حالا بنده چون رئیس صدا و سیما را انتخاب می‌کنم، همه‌ى برنامه‌هاى صدا و سیما را مى‌آورند، دانه‌دانه بنده نگاه کنم، امضاء کنم. نخیر، از خیلى از برنامه‌هاى صدا و سیما بنده راضى هم نیستم؛ از جمله، من راضى نبودم که از ماه اسفند، بلکه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبلیغاتى و حرف‌هائى که زده شد و تظاهراتى که می‌شد و مجادلاتى که انجام می‌گرفت، از تلویزیون پخش شود، که متأسفانه تو تلویزیون پخش شد.»






او ضمن فرار از بار مسئولیتی که در قبال این رسانه دارد ، نشان می دهد که همین حد از ارائه اخبار را هم نمی پسندد و معتقد است که صدا و سیما باید سانسور بیش تری اعمال می کرد . پاسخ های خامنه ای به پرسش های این جوان نخبه تصور او را از رسانه نشان می‌دهد؛ صدا و سیما باید بیش تر سانسور شود و بیش تر تبلیغ کند!



۱۳۸۸ آبان ۶, چهارشنبه

نگاهي متفاوت به خيابان هاي تهران

نگاهي متفاوت به خيابان هاي تهران


وبلاگ مبارزه مجازي به نقل از ترانه آزادي

۱۶ آذر به انقلاب ختم می شود.ادامه ی انقلاب به آزادی می رسد.اما تا رسیدن به خود تندیس آزادی باید همچنان ادامه داد. جمهوری اسلامی با آزادی فاصله دارند.در حالیکه در ظاهر با هم در یک امتداد هستند اما فاصله مطمئنی باهم دارند.مهوری اسلامی با رسیدن به خیابان رودکی تمام می شود اما آزادی همچنان ادامه دارد. انگار که جمهوری اسلامی تمام توانش در همراهی با أزادی تا همان رودکی بوده است.







ملت خیابان کوتاهی است که با رسیدن به خیابان جمهوری اسلامی پایان می پذیرد.






سفارت انگلیس هم دردر خیابان جمهوری اسلامی قرار دارد.سفارت روسیه با اینکه در نوفلو شاتو قرار دارد اما آن هم به جمهوری اسلامی نزدیک است.






اگر از انقلاب به آزادی و جمهوری اسلامی بخواهید بروید٬ مسیرها در تضاد با یکدیگر هستند.برای رسیدن به آزادی باید انقلاب را ادمه داد و برای رسیدن به جمهوری اسلامی باید از آزادی و انقلاب فاصله گرفته و انقلاب را رو به پایین رفت.




خیابان ایران هم خیابانی است که فقط عده ای خاص با عقایدی خاصتر در آن جای دارن.




پاسداران همان سلطنت آباد سابق است.فقط اسمش عوض شده.جهت همان جهت و شیب همان شیب است.




خیابان نبرد به پیروزی می رسد.




و برای رسیدن به فرجام از هنگام باید رفت...


۱۳۸۸ شهریور ۲۶, پنجشنبه

8شعار براي روز قدس

در روز قدس از اين 8 شعار بيشتر استفاده كنيم:‏
‏1ــ نه غزه... نه لبنان... جانم فداي ايران‏

‏2ــچه غزه... چه ايران... مرگ بر ظالمان

‏3ــايران شده فلسطين... مردم چرا نشستين

‏4ــ رئيس جمهور كودتا... نوكر صهيونيستا‏

‏5ــمرگ بر ديكتاتور

‏6ــ تجاوز،شكنجه،ديگر اثر ندارد... دولت به جز استعفا ديگر راهي ندارد

‏7ــ***ــ گفتيم تقلب بشه ايران قيامت ميشه؛
ديديد تقلب شد، ايران قيامت شد؛
كروبي بازداشت بشه ... ايران قيامت ميشه

‏8ــ حكومت رهبري ... كثيف تر از پهلوي

مراقب تظاهرات دزدي حاكميت باشم

در روز قدس؛ مراقب تظاهرات دزدي حاكميت باشيم
در حالي كه ساعاتي بيشتر تا يك روز تاريخي فاصله نداريم، جنبش سبز آخرين تلاش هاي خود براي موفقيت ‏هرچه با شكوه تردر روز قدس را به كار گرفته است.‏
اگر چه زمان زيادي تا آغاز راهپيمايي باقي نمانده،اما جنبش سبز با رعايت برخي نكات ميتواند اندك راه هايي را ‏كه ممكن است حاكميت به وسيله انها راهپيمايي و تظاهرات را به نفع خود مصادره كند را مسدود كند.‏
يكي از نكات، تلاش جنبش سبز براي جلوگيري از تظاهرات دزدي حاكميت است. در اين كه روز جمعه جمعيت ‏كثيري از مخالفان حاكميت به خيابان ها مي آيند هيچ شكي نيست؛ اما تنها حضور ميليوني ملاك نيست. جنبش سبز ‏در اين روز بايد از حضور گسترده اش به نحو احسن بهره برداري كند. به هر حال عده اي در شهر ها و ‏شهرستان هاي مختلف از صبح وضعيت راهپيمايي را از تلويزيون دنبال ميكنند. از آن مهمتر؛ شبكه هاي خبري پر ‏بيننده خارجي و خبر گزاري هاي خارجي به دليل عدم حضور خبرنگارانشان در ايران مجبورند اخبار و تصاوير ‏را از صدا و سيماي ايران و يا معدود شبكه هاي خارجي همسو با صدا و سيماي ايران مثل شبكه المنار و ... ‏دريافت كنند. به همين دليل ممكن است صدا و سيماي ايران جمعيت كثيري را نشان دهد كه در اصل مخالف ‏حاكميت و دولتند اما به ظاهرفقط براي حمايت از حاكميت و مردم فلسطين به صحنه آمده اند و يه اين ترتيب ‏تظاهرات جنبش سبز را بدزدد و به نفع اهداف و مقاصد خويش از آن استفاده كند.‏
پس جنبش سبز در روز قدس بايد هوشيار باشد و اجازه چنين كاري را به حاكميت و صدا و سيماي ميلي اش ندهد.‏
براي اين منظور راه حل هاي مختلفي وجود دارد كه در زير به چند راه حل موثر اشاره ميكنيم:‏
‏‌
ــ استفاده از نماد سبز: اگر جنبش سبز در اين روز از نماد هاي سبز اسفاده كند ، دوربين هاي صدا و سيما به ‏راحتي نميتوانند تصويربرداري كنند. البته منظور از نماد سبز فقط مچ بند و دستبند و شال سبز نيست، منظور نماد ‏هايي است كه نمود بيشتري داشته باشند. به عنوان مثال چند پارچه سبز 5×5 در نقاط مختلف راهپيمايي كه توسط ‏چند صد نفر حمل ميشود تعلق راهپيمايي به جنبش سبز را به رخ همگان ميكشد.‏
ــ حضور گسترده در ايستگاه هاي صدا و سيما: همه ساله شبكه هاي مختلف صدا و سيما ايستگاه هايي را در ميدان ‏هاي اصلي واقع در مسير راهپيمايي مستقر ميكنند و با دعوت از هنرمندان و ورزشكاران سعي ميكنند جمعيت را ‏به طرف خود جذب كنند. جنبش سبز ميتواند با حضور گسترده خود و سر دادن شعارهايش در نزديكي ايستگاه ‏هاي صدا و سيما اجازه ي پخش گزارش به شبكه هاي مختلف سيما را ندهد.‏
ــ سر دادن شعار در سر تا سر مسير: جنبش سبز بايد هوشيار باشد كه ممكن است در صورتي كه فقط در بعضي ‏نقاط و مقابل دوربين هاي صدا و سيما شعار دهد ؛ صدا و سيما از درون برخي ساختمان ها به صورت مخفي ‏فيلم برداري كند و از آن براي فريب مردم استفاده كند. پس جنبش بايد در سر تا سر مسير فعال باشد و اين امكان ‏را هم از صدا و سيما سلب كند.‏
ــ پوشش خبري و تصويري به موقع و لحظه به لحظه:جنبش سبز با فيلم ها و گزارش هاي لحظه به لحظه اش و ‏ارسال به سايت هايي مانند ‏‎4shared ‎‏ و ‏youtube‏ زمينه اي را براي شبكه ها و خبرگزاري هاي بين المللي فراهم ‏
مي كند‎ ‎‏ تا علاوه بر گزارش لحظه به لحظه از تظاهرات مخالفان؛ وضعيت را آن طور كه هست به تصوير بكشند.‏
افرادي كه منزل و محل كارشان در مسير راهپيمايي واقع است، راحت تر ميتوانند فيلم و تصوير تهيه كنند. البته ‏ذكر تاريخ هنگام فيلمبرداري فراموش نشود.‏




به اميد آزادي ايران‏


مبارز مجازي   ‏


‏26 شهريور     ‏

۱۳۸۸ شهریور ۲۵, چهارشنبه

راهپيمايي روز قدس

اينجا ايران است ؛ 48 ساعت مانده به آغاز راهپيمايي روز قدس






حدود 48 ساعت به ساعت آغازين راهپيمايي روز جمعه 27 شهريور،روز قدس در ايران باقي ‏مانده است.‏
در اين يادداشت آخرين وضعيت دو طرف ( جنبش سبز و حكومت) در فاصله 48 ساعت به آغاز ‏راهپيمايي بررسي ميكنيم

- حكومت: در شرايطي كه جنبش سبز از هفته ها پيش در تدارك راهپيمايي روز قدس است، حكومت به ‏دليل زياد بودن مسائل مطرح شده اكثر وقت خود را سرگرم پاك كردن صورت مسئله هايي بود كه مخالفاننش ‏طي يكي دو ماه اخير برايش مطرح كرده بود و وقت كافي را براي برنامه ريزي براي مقابله با حركت مردم ‏در روز قدس نداشته است و تازه از همين چند روز پيش ( حدودا ده روز پيش ) تصميم گرفته كه از حركت ‏مردم در روز قدس جلوگيري كند.‏

حاكميت نخستين واكنش خود نسبت به روز قدس را توسط احمدي مقدم نشان داد. چندي بعد ديگر افراد و ‏مسئولان اعلام كردند كه روز قدس مختص مردم فلسطين است و نبايد سياسي شود. در آخرين اين موضع ‏گيري ها هم آيت الله خامنه اي در خطبه هاي نماز جمعه اعلام كرد كه در روز قدس نبايد تفرقه رخ دهد و ‏روز قدس فقط به مردم فلسطين اختصاص دارد و...‏

آن چه مسلم است اين است كه حاكميت هراسي قابل لمس را نسبت به حركت جنبش سبز در روز قدس به خود ‏راه داده است.چندي پيش سايت هاي وابسته به حاكميت اعلام كردند كه اكبر هاشمي امام جمعه روز قدس ‏نخواهد بود؛ البته دفتر وي اين ادعا را رد كرد. سايت هاي حامي حاكميت در حالي اين ادعا را مطرح ‏ميكردند كه اكبر هاشمي براي سال هاي متمادي امامت جمعه روز قدس را بر عهده داشته است.‏

اما آن چه هراس و ترس حاكميت را بيشتر ميكند،‌ اين است كه حاكميت خوب ميداند كه جنبش سبز با حركت ‏ميليوني خود در روز قدس ميتواند اين نيم بند آرامش و سر و ساماني را كه دولت پس از مدت ها به خود ديده ‏است را از بين ببرد. اگر حكومت نتواند حركت جنبش سبز در روز قدس را متوقف كند كه بعيد هم هست ‏بتواند، آنگاه حكومت همه طرح ها و نقشه هايي كه يك ماه به طور جدي براي اجرايشان مقدمه چيني كرده را ‏بر آب ميبيند. به عنوان مثال بحثي كه اين روز ها سر زبان ها افتاده، دستگيري سران اصلاحات است. زماني ‏كه مهدي كروبي بحث تجاوز جنسي و بد رفتاري با بازداشت شدگان در بازداشت گاه ها را مطرح كرد، ‏حاكميت نيم مثقال آبرويي را هم كه نزد معدود مردم نا آگاه كشوربرايش باقي مانده بود را در خطر ديد.به ‏همين دليل با تهديد و فشار بر مهدي كروبي سعي كردند او را از ادامه افشاگري هايش باز دارند. صدا و ‏سيماي غير ملي هم در راستاي اهداف حاكميت همه توان خود را به كار گرفت و با پخش گزارش هاي جعلي ‏و دروغ در بخش هاي خبري خود سعي كرد شرايط را عادي نشان دهد به طوري كه نه ترانه موسوي ‏سوزانده شده ،نه به كسي در بازداشت گاه ها تجاوز شده و نه...‏

به طور قطع حاكميت از انكار ادعا هاي مطرح شده توسط مردم و سران اصلاحات و عده اي از روحانيون ‏اهداف زيادي دارد كه يكي از مهمترين ايت اهداف اين است كه با آرام كردن سرو صدا ها سران اصلاحات ‏را تنها يافت كند و در اولين فرصت ايشان را بازداشت كند. بنابراين پس از يك ماه تلاش و مقدمه چيني براي ‏اجراي اين هدف خوب ميداند كه راهپيمايي جنبش سبز در روز قدس ميتواند همه طرح هايش را بر باد دهد.‏

آن چه مسلم است اين است كه حاكميت در روز قدس همه توان خود را براي سركوب مردم به كار ميگيرد.‏

ان ها با استقرار چند هزار نيروي سركوب گر در خيابان ها و مسير هاي راه پيمايي فضاي شهر را امنيتي ‏ميكنند. اما آن چه را كه همه ما بدان واقف هستيم اين است كه چند هزار نيروي امنيتي در مقابل يك جمعيت ‏ميليوني نمي تواند كاري از پيش ببرد.‏



‏-جنبش سبز: نقطه مقابل حاكميت جنبش سبز قرار دارد كه با آرامش خاصي از مدت ها پيش براي ‏برگزاري يك تظاهرات آرام اما با شكوه و سبز در تلاش است. جنبش سبز از هفته ها پيش پوستر طراحي ‏ميكند،نماهنگ ميسازد، اعلاميه پخش ميكند، ديوار نويسي ميكند و يادداشت و مطلب و تحليل بر روي سايت ‏ها و وبلاگ ها قرار ميدهد.اگر چه روز قدس بيشتر تمركز و توجه جنبش سبز را به خود معطوف كرده؛اما ‏جنبش سبز با طرح مسائل مختلف حاكميت را بيش از پيش در جناياتش سر در گم كرده است.‏

به طور مثال بحث قبر هاي بي نام و نشان در قطعه 302 بهشت زهرا كه نخستين بار سايت نوروز وابسته به ‏جبهه مشاركت از آن پرده برداشت باعث شد تا سپاه ، مجلس و ديگر بخش هاي حاكميت چند روزي حتي به ‏صورت نمايشي سرگرم پيگيري اين خبر باشند.‏

به هر حال بايد پذيرفت كه جنبش سبز هر آن چه كه ميتوانسته را انجام داده تا روز قدس را هر چه با شكوه تر ‏به رنگ سبز در آورد.‏

جنبش سبز خيلي خوب ميداند كه موفقيتش در روز قدس ميتواند دستاورد هاي بسيار زيادي را برايش به ‏همراه داشته باشد. اين كه دقيقا پس از دو ماه از آن حركت ميليوني در نماز جمعه 26 تيريك حركت ميليوني ‏ديگر ميتواند خوني تازه به رگ هاي نيمه خشك جنبش سبز تزريق كند و ديگر نتيجه مهم آن بر آب شدن همه ‏نقشه هايي است كه حاكميت دو ماه براي اجرايشان برنامه ريزي كرده بود.‏

مهدي كروبي از مدت ها پيش در مورد حضور پرشور جنبش سبز در روز قدس به حاكميت هشدار داده بود. ‏اخيرا هم اكبر هاشمي با انتشار بيانيه اي البته با ادبيات خاص خود از مردم براي شركت در راهپيمايي روز ‏قدس دعوت كرد. مير حسين موسوي هم اعلام كرد كه مانند هرسال در راهپيمايي روز قدس شركت خواهد ‏كرد.‏

به هر حال آنچه را كه تا به اين جا ميتوان به طور قطع ادعا كرد اينست كه جنبش سبز از مدت ها پيش همه ‏توان خود را براي حضوري گسترده در 27 شهريور به كار گرفت و مانند يك بازي فوتبال كه قبل از بازي ‏همه چيز را روي كاغذ در نظر ميگيرند ما هم اگر بخواهيم وضعيت را روي كاغذ بياوريم بايد موفقيت را ‏

ازان جنبش سبز بدانيم چرا كه اقشار مختلف مردم بي صبرانه خود را براي حضوري پرشور در روز جمعه ‏آماده ميكنند به طوري كه شايد در آن روز ده هزار نيروي امنيتي هم توان مقابله با موج سبزشان را نداشته ‏باشد.‏





‏ به اميد آزادي ايران


مبارز مجازي  ‏


‏25 شهريور  

۱۳۸۸ شهریور ۱۶, دوشنبه

کلیپ یار دبستانی من به مناسبت 27 شهریور

کلیپ یار دبستانی من به مناسبت 27 شهریور(روز ایران) تقدیم به
جنبش سبز
دانلود کنید و پخش کنید.
به امید پیروزی جنبش در روز 27 شهریور 


  mp4 با پسوند
 3gp باپسوند

۱۳۸۸ شهریور ۱۰, سه‌شنبه

هشدار در مورد راهپیمای روز قدس

به نقل از وبلاگ وطن ای هستی من
هشدار ! بیشتر در فضای خارج از اینترنت اطلاع رسانی کنید
در غیر این صورت انتظار نداشته باشید که همه بیایند




تجربه در این مدت نشان داد که متاسفانه به غیر از چند فراخوان عظیم که آنهم اکثر عامه مردم از طریق 
کسانی که به اینترنت دسترسی داشتند و جو فضای ملتهب جامعه که باعث میشد خبر فراخوانها به سرعت پخش شود و اطلاع رسانی گسترده ای صورت میگرفت یا به عبارتی جنب و جوش زیاد بود ، بقیه فراخوانها مانند خرید سبز . جنیش اتویی و حضور در استادیوم ها تقریبا با شکست مواجه شد . برای خودم و چند تن از دوستان این اتفاق می افتاد که به ما مراجعه مبکنند و میخواستند بدانند که فراخوان بعدی جنبش کجاست ؟ مردمی که به اینترنت دسترسی ندارند و عده کثیری هستند ممکن هم هست به ماهواره هم دسترسی داشته باشند ولی ماهواره و شبکه های پر بیننده فراخوان این جنبشها را اطلاع رسانی نخواهند کرد و بعد از وقوع به تحلیل و خبر آن میپردازد ( که به دلیل اخلاق خبرنگاری دولتی حق هم دارن ) مثل voa و bbc . به هر حال کروبی بصورت زیرکانه کار ما را تا حدودی برای اطلاع رسانی راحت کرد. مطمئن باشید که اگر ما بیشتر وقت خود را پای سیستم بنشینیم و با مثبت و منفی دادن و کامنت گذاشتن و وبلاگ نویسی و .. فکر کنیم که اطلاع رسانی انجام میدهیم این یک اشتباه بزرگ است . باید از همین فردا شروع کنیم هدف را فضای خارج از اینترنت بگذارید . در خیابان . مترو . اتوبوسها . فروشگاه ها . محل کار . همکاران . بحث روز قدس و فراخوان کروبی را بیندازید و اطلاع رسانی کنید که جمعه قرار است در راهپیمایی روز قدس اعتراض خود را به گوش کودتاگران برسانیم وبرای چندمین بار به صدر اخبارهای جهان برویم // با آرزوی اینکه روز قدس را نیز با حضور میلیونی سبز کنیم و دولت و حکومت کودتا را متوجه این مهم کنیم که بر خلاف آنچه که در فکر دارند جنبش فروکش نکرده

پوستر روز قدس

آقایانی که مرا متهم میکنند در باره عملکرد خود و همفکرانشان بیاندیشند

سحام نیوز : مهدی کروبی کمیته ای را که از سوی صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه برای بررسی حوادث اخیر تشکیل شده است را گامی مثبت در جهت اعتماد سازی مردم دانست .

کروبی در پاسخ به پرسش خبرنگار سحام نیوز که نظر وی را درباره تشکیل این کمیته جویا شد گفت : " من در نامه ای که به ایشان نوشتم تاکید کرده بودم که حوادث اخیر بررسی شود و حتی اعلام کردم از این آمادگی برخوردار که مستندات خود را به ایشان ارائه کنم و در صورتی که امنیت افرادی که آسیب دیده اند تامین شود آنها را نیز به ایشان معرفی کنم تا اینکه عاملام جنایاتی که روی داده شناسایی شده و با آنها برخورد شود تا اینکه مردم این حوادث را به کل نظام تامین ندهند واصل نظام از این اتفاقاتی که روی داده است تبرئه شود. "

وی گفت : " من از همان ابتدا هنگامی که نامه ای را به آقای هاشمی رفسنجانی نوشتم اعلام کردم که اخباری درباره سخنان خود دارم ولی برخی از جراید و مسولان و چهره های سیاسی از تریبون های مختلف عجولانه در این باره قضاوت کردند ولی اکنون مستنداتی که از سوی من ارائه شد موجب تشکیل کمیته هایی ویژه برای رسیدگی به این جنایات وحشتناکی که روی داد شد . علاوه بر کمیته ای که در مجلس از سوی علی لاریجانی رییس مجلس تشکیل شده بود آقای صادق لاریجانی نیز کمیته ای ویژه را برای رسیدگی به این حوادث تشکیل داد والبته شنیدم که در شورای شهر هم کمیته ای برای بررسی دفن اجساد بی نام و نشان در قطعه ای از بهشت زهرا نیز تشکیل شده است . به نظر می رسد که مسئولان به دنبال بررسی و کشف عاملان این جنایات هستند وامیدوارم که با آنها برخوردی جدی و قاطعانه صورت گیرد تا اینکه از تکرار چنین حوادثی که در شان نظام جمهوری اسلامی نیست ممانعت به عمل آید .البته مشابه حوادثی که در ایران روی داد در دیگر کشورها نیز روی می دهد ولی مسئولان مراقب هستند که این اتفاقات را معقولانه و منطقی حل و فصل کنند . "

اما کروبی گلایه هایی را از برخی از رسانه هایی داشت که هنوز به هتاکی های خود پایان نداده اند . کروبی با انتقاد به مطلبی که در روزنامه کیهان به نقل از او نوشته شده بود گفت : " این روزنامه به استناد سخنان بنده مدعی ان شده که بنده متوجه نیستم که چه کاری انجام می دهم وتحلیلی از شرایط ندارم . بنده بعید می دانم که مسئولان این روزنامه تا این اندازه کوته فکرباشند که منظور سخنان مرا متوجه نشده اند که چنین برداشتی را در روزنامه خود منعکس کرده اند . اگر بنده می گویم که تحلیلی از شرایط موجود ندارم به خاطر این که عملکرد برخی از مسئولان شرایط را به سمتی سوق می دهد که نمی دانیم چه سرنوشتی در انتظار ماست . " وی افزود : " سخن من این است که فارغ از جمهوری اسلامی ایران که حاصل فداکاری های شهدا و مایه افتخار همه ماست به این موضوع نگاه کنیم ، و به این بیاندیشیم که آیا جمعی که می خواهند بر مردم حکومت کنند نباید حتی الامکان رضایت و پشتیبانی مردم را داشته باشند و بی دلیل موجب نارضایتی مردم نشوند. آیا حکومت داران نباید از انجام کارهای نسنجیده ، خشن پرهیز کنند تا مردم از عملکرد آنها رضایت داشته باشند . این رفتارهاست که موجب می شود من بگویم هیچ تحلیلی از شرایط فعلی ندارم چرا که نمی دانم سرانجام این رفتارها به کجا ختم می شود . "

کروبی تاکید کرد که این نوع برخوردها موجب می شود که او علی رغم میل خود مثال هایی را برای روشن شدن ذهن جرایدی که این گونه قلم می زنند مطرح کند . وی گفت : " هنگامی در سال 53 در زندان رژیم طاغوت بودم مادر یکی از هم سلولی های من که یک آدم فرهنگی است که اکنون نیز در شمیران زندگی می کند توانست از طریق رایزنی با کمیته مشترک به اصطلاح ضد خرابکاری وقت ملاقاتی را با فرزندش بگیرد . در همان زمان هنگامی که ماموری آمد تا او را به ملاقاتی ببرد هنگامی که مشاهده کرد بر روی انگشتان پای وی هنوز آثار جراحت دیده می شود جورابی به او داد تا پایش کند تا مگر اینکه مادر وی از دیدن این صحنه دگرگون شود . این رفتاری بود که در زندان رژیم فاسد طاغوت که هر گونه خشنونتی را علیه مبارزان انقلابی می کردند با زندانیان می شد آنهم در سال 53 که خشنونت هابه اوج خودش رسیده بود . ولی اکنون کار به جایی رسیده که در نظام جمهوری اسلامی فردی را بازداشت می کنند بعد از 5 روز که او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادن چشم و دست بسته در کنار خیابان رها می کنند تا اینکه او پس از نیم ساعت با فریادهایش کمک بخواهد و مردم به کمک او بیایند واو را به خانواده اش تحویل دهند . این پسر به همراه مادرش که فرهنگی است و پدر و نامزدش به نزد من آمد . خانواده وی همان روز اول از آثار جراحاتی که بر بدن وی بود فیلمبرداری کرده بودند و یک سی دی تهیه شده است که هر کسی که این سی دی را دید متاثر و اشک در چشمانش جمع شد . بدن این پسر از نوک انگشتان پایش تا فرق سرش زخم و کبود است ایا این است رافت اسلامی که در قبال مردم چنین برخوردمی شود . "

کروبی خطاب به مسئولان این روزنامه تاکید کرد : " اگر من می گویم که تحیلی از شرایط ندارم به خاطر این رفتارهایی است که صورت گرفته و من گیج شده ام و نمی دانم که دولتمردان ما با چنین رفتارهایی که عدم رضایت مردمی را به همراه دارد به کجا می روند . من اگر از روز اول این مسائل را مطرح کردم برای آن بود که بگوییم باید این مسائل مورد بررسی قرار گیرد ." وی گفت : " من تنها مثالی جزئی زدم اگر بخواهم حرف بزنم باید درباره عملکرد دولت در سیاست خارجی ، عرصه اقتصاد ، فرهنگ سخن بگویم از حرف های نسنجیده ای که زده می شود و هزینه هایی را به کشور تحمیل می کند و من از این رفتارها متحیرم ! نمی دانم چه استدلال و نطقی پشت این حرکت ها وجود دارد . "

کروبی تصریح کرد : " آن آقایانی که مرا به حرکت درمسیری مطابق خواست صهیونیست ها متهم می کنند اندکی درباره عملکرد خود و همفکرانشان بیاندیشند تا متوجه شوند آیا مهدی کروبی که تمام دغدغه و تلاشش برای تقویت پشتوانه مردمی نظام است در راستای نفع رژیم صهیونیستی حرکت می کند یا آنانی که با خشونت با مردم رفتار می کنند و آن گاه به جای برخورد با عاملان جنایاتی در صدد پنهان کردن اصل ماجرا و حتی برخورد با کسانی هستند که مورد ظلم قرار گرفته اند . "

کروبی همچنین با اشاره به آرمان بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران گفت : " من می گویم وعده هایی که به مردم در ابتدای نظام جمهوری اسلامی داده شد به جای خود اکنون این چه کارهای غیرمعقولی است که صورت می گیرد . به جای آنکه همه در این ماه مبارک رمضان که حتی قرائت یک خط قرآن به منزله ختم کل قرآن است در راستای رضایت خداوند حرکت کنیم به دروغ پراکنی و اتهام زنی بی دلیل به دیگران می پردازیم . "

کروبی در نهایت با ابراز تاسف از عملکرد برخی از جراید گفت : " من همواره معتقد و پاییند به انقلاب اسلامی و آرمان های حضرت امام (ره) بوده ام ولی اکنون نیز حرکت بنده برای تبرئه نظام از جنایاتی است که از سوی عده ای تحت لوای نظام جمهوری اسلامی صورت گرفته است ولی متاسفانه اکنون برخی از مسئولان که به نظر می رسد خودشان آرمان های اولیه انقلاب اسلامی را به فراموشی سپرده اند در صددند تا حرکت های فرزندان انقلاب را به بیگانگان و صهیونیست ها نسبت دهند که من این دوستان را به تامل در فکر و اندیشه شان و تدبیر در عملکردشان در این ماه مبارک رمضان فرا می خوانم . "

۱۳۸۸ شهریور ۳, سه‌شنبه

از بهارستان تا بهشت زهرا راهی نیست

از بهارستان تا بهشت زهرا راهی نیست


: مسیح علی نژاد
دادگاه، زندان، اعتراف، انفرادی، شکنجه، تعرض، باتوم برای زدن، باتوم برای تجاوز کردن، زندان برای ترس و تنبیه، زندان برای تحقیر، ترور شخصیت در تلویزیون، بزرگان در لباس های مخصوص زندان، مجری ها در لباس های مخصوص بازجویان. خانواده هر روز بی قرارتر از دیروز، کروبی و موسوی نیز افشاگر تر از هر روز. آنقدر قصه و حدیث درد می بارد از خانه که همه انگار یادشان رفته است انتخاب احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور ایران، به جز زندان و زندانی، کشته و قربانی هم داده است، قبرهای دسته جمعی هم به خود دیده است، بهشت زهرا و عزای پنهانی هم داشته است. یعنی این روزها تا آنجا که در توان دولت و رسانه های ملی و غیر ملی و نماندگان مجلس و تریبون های نماز جمعه می گنجد، خبر از تکذیب تجاوز بود و انکار شکنجه. به گزارش مجلس و دولت و صدا وسیما؛ « حال همه زندانیان خوب است و جملگی در زندان دچار تحولات فکری شده اند و اقرار بر پیروزی باشکوه احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ایران کرده اند و معترف شده اند که تقلب قصه ای بیش نبود». اما ناگهان تصاویری از قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا بر سایت رسمی جبهه مشارکت ثبت شد و بار دیگر به یاد همه مردم شهر آورد که بازجوها به جز تجاوز مشغول زنده به گورکردن زندانیان نیز هستند. شاید زنده به گور کردن واژه غریب و غلو آمیزی به نظر آید اما وقتی در پرس و جوی های مکرر خانواده هایی که سراغ گمشده های خود را می گیرند به آنها گفته می شود که عزیزانشان در زندان هستند و خبری از مرگ و جنازه هم نمی دهند، آنگاه برای همان خانواده ها قبر و مقداری عدد بالای مشتی خاک و گل ، چگونه می تواند معنای «مردن » را برایشان تداعی کند؟ در خیال و خاطر این خانواده های چشم به راه، هنوز گمشده های پس از روزهای انتخابات، زنده اند و در قاموس آنها کندن قبرهای گروهی جز به معنای زنده به گور کردن عزیزانشان تلقی نمی شود. پزشکان در پزشکی مدرن برای آنکه انسان، مرگ عزیز و عضوی از خانواده اش را باور کند، او را توصیه به دیدن جسد و جنازه می کنند و معتقدند وقتی انسان با بدن بی جان عزیزش روبه رو شود، باور مرگ اش آسان تر خواهد بود. حال تصور کنید هنوز خانواده هایی در ایران گمشده های خرداد ماه خونین را پیدا نکرده اند، از طرفی خبر دفن چهل و چهارنفر در بهشت زهرا شهر را پریشان می کند و مهمتر از همه آنکه بار دیگر نیز مسولان امر با تمام قوا به جای آنکه به تحقیق بر آیند به تکدیب کمر همت بسته اند.

 
در دو ماجرای افشای تجاوز به زندانیان و افشای دفن شبانه دهها انسان بی نام و نشان در بهشت زهرا ، دو واکنش کاملا مشابه از سوی حاکمیت رخ داد. در هر دو مورد حامیان و هواداران دولت و آنان که این روزها مدام نگران آبروی نظام هستند، بی مقدمه و بی وقفه اصل خبر را تکذیب کردند. یعنی شتابی که برای تکذیب خبر از سوی مسولان امر وجود داشت، هرگز قابل مقایسه نیست با شتابی که می باید برای پیگیری صحت و سقم این ادعا به وجود می آمد. در این میان اما بخش هایی از نماندگان اصولگرای بریده از جریان اصولگرایی همچون کاتوزیان کمی منطق مند تر و انسانی تر با واقعه مواجه می شوند و در هردو مورد در خواست مستندات دو ادعای مطرح شده را می کنند. یعنی در ماجرا افشا گری کروبی نسبت به وجود تجاوز و تعرض در زندان ها و باداشت گاهها ، از او می خواهند تا مستنداتش را جهت بررسی بیشتر ارایه دهد. کاتوزیان حتی تاکید می کند مجلس امنیت کسانی که قصه تجاوز به خود باز گویند را نیز تامین خواهد کرد. در ماجرای دوم نیز بار دیگر کاتوزیان که این روزها تنها صدای برخاسته از میان یک چهره بریده از کودتاچیان است اعلام می کند مجلس منتطر است تا مدعیان کشف قبرها مستندات خود را به نمایندگان ارایه کنند.

 
این بار یک تفاوت فاحش در دو ماجرای تجاوز و تدفین دسته جمعی وجود دارد که به نظر می رسد نمایندگان مجلس بدون توجه به این تفاوت آشکار همانند یک نوار صوتی ضبط شده کلمه تکذیب را مدام تکرار می کنند. در ماجرای نخست صحبت از تجاوز وحشیانه به انسان بوده است و برای اثبات آن باید که بار دیگر مجلس و محفلی برگزار می شد تا تجاوزشدگان شرح درد بگویند و نمایندگان باور کنند که اسناد آن ادعا موجود است اما اینبار و در ماجرای کندن گورهای گروهی، هیچ گره کوری وجود ندارد که مجلس به جای دست همکاری با ملت، دندان پیش کشیده است. خبرنگاران فیلم و تصویر قطعه ۲۳۰ را منتشر کرده اند و نشانی قبرهای بی نام و نشان را به آنها داده اند حال مقصود مجلس از اینکه منتظر مستندات می نشیند چیست. اینجا که دیگر نه می توان مرده های دست از دنیا کوتاه را به محضر نمایندگان برد برای شهادت آنچه بر آنها رفته و نه می شود قطعه مورد نظر بهشت زهرا را از جا کند و به بهارستان برد تا نمایندگان سند ببینند و باور کنند وقتی آنها خواب بوده اند کسانی را به خاک سپرده اند، بی هیچ مراسم مویه و مرثیه ای. اصلا فرض را هم باید بر این گذاشت که چنین فاجعه ای صحت ندارد و شرم باد بر هر خبرنگار و عکاس و فیلمبرداری که در انتظار تایید چنین خبر هولناکی نشسته است. پس برای تمام جماعتی که به انتظار نادرست بودن چنین فاجعه هولناکی نسته اند، کاش مجلس زحمتی به خود می داد و به جای آنکه تنها ساعاتی کوتاه پس از انتشار خبر به تکذیب برآید، کمی بیشتر وقت بگذارند چند نمایند ویژه برای بازرسی به بهشت زهرا روانه سازند و اگر آنجا با چشم های خودشان دیده اند که نه قبرهای بی نشان در کار است و نه دلی نگران قبرها رای یکی یکی به امید دیدن نشانه ای کوچک از عزیزش بو می کشد، آنگاه با افتخار اعلام کنند که جمهوری اسلامی ایران در ایام روزه داری مسلمانان هیچ چهل وچهارنفری را بی نام و نشان در بهشت زهرا دفن نکرده است تا خیال تمامی خانواده های نگرانی که تصور زنده بودن گمشده های خود را دارند، آرام شود و مدام تصویر زنده عزیزان خود را در گورهای دسته جمعی بهشت زهرا در ذهن مجسم نسازنند. اتفاق ساده ای نیست. خبر کوچکی نیست، صحبت از دفن دهها انسان در بهشت زهرای کشوری است که مجلس اش در همین روزها بودجه کلانی را برای بررسی نقض حقوق بشر در آمریکا تصویب کرده است. برای چنین مجلسی بررسی ماجرای مرگ و دفن دهها نفر جایی خیل ینزدیک تر از آمریکا، دشوار نباید باشد. از بهارستان تا بهشت زهرا راهی نیست. کدام در شان یک مجلس است؟ طوطی وار تکذیب کردن یا بردبار تحقیق کردن؟

مدیر عامل بهشت زهرا برکنار شد

پارلمان‌نیوز:ساعتی پیش مدیرعامل بهشت
 زهرابرکنارشد
بنابر گزارش‌های اولیه رسیده به پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، محمود رضاییان 
از مدیرعاملی بهشت زهرا برکنار شد.
گفتنی است در روزهای اخیر انتشار خبری مبنی بر دفن دسته جمعی کشته‌شدگان حوادث بعد ازانتخابات،بهشت زهرا را در کانون اخبار رسانه‌ها قرار داده است.

تو بردی/ برای سعید حجاریان

تو بردی/ برای سعید حجاریان

جلیل صالح پور
 
سلام آقاسعید نمی دانم این نامه را کی بخوانی. یا اصلا بخوانی یا نه. ولی می‌خواستم قبل از این که نمایش امروز را شروع کنند و بدن مجروح و رنجورت را بیاورند بنشانند در "دادگاه"، که وکیلی نه حتی تسخیری که تحمیلی یا یکی دیگر مثلا اقرار نامه‌ای بخواند از جانبت به تایید دوصد گناه ناکرده و تو هم حتی شاید سری به تایید تکان دهی؛ قبل از این که پردۀ چهارم بیدادگری شان را بخوانند برای ما، می خواستم دو کلام بگویم که "تو بردی".



تو بردی نه برای اینکه ما با آن زخم و رنج که برتن داشتی انتظار یک ساعت ایستادن هم از تو نداشتیم تو شصت روز تاب آوردی آن همه درد و نامردمی را. تویی که زندگی یومیه ات هم شکنجه بود، چه رسد که نیمه شب قطاع الطریق از خانه بربایندت، به اسارت ببرندت، و به داغ و درفش بکشندت.

تو بردی نه برای اینکه یک روز از تو اصرار بود و از خاتمی انکار که بیاید سرجنبش بشود و نشد، و امروز میرحسینی که همۀ دغدغه اش احیای شورای پول و اعتبار و احیای سازمان برنامه بود اعلامیۀ تشکیل شبکۀ راه سبز امید داده
و مردانه پای حرف ملت ایستاده.

تو بردی چرا که امروز در آن دادگاه نمای شان دیگر هر ناراستی هم به اسم اقرارنامه از سوی تو بگویند افاقه نمی کند. تو بردی چون که دیگر فقط خودت نیستی که الان در آن سلول نمورت در حبسی. تو الان دیگر نه که یک نماد یک الگو شده ای برای من و هم نسلانم. ما از تو یاد گرفتیم که فکر کنیم، برای مبارزه مان با ظلم و جهل و فساد نظر ورزی کنیم. عمل مان را با تحلیل بیامیزیم که مغزمان را کار بیاندازیم و بدون برنامه و راهبرد نباشیم. و برای همین ها هم بود که حرامیان این بار دیگر نه پا و دست مان که مغزهای مان را نشانه می رفتند. اما چه چاره ایشان را که تو دیگر الگو شده بودی و ما هم بی شمار بودیم. بی شمار بودیم و هستیم.

چهارمین دادگاه اصلاح طلبان

چهارمین قسمت سریال آغاز شد؛ تمامی سران و جوانان
 احزاب اصلاح‌طلب در مقابل دوربین‌های دادگاه نمایشی


چهارمين پرده از دادگاه‌های نمایشی کودتاچیان لحظاتی پیش آغاز شد. این بار کودتاچیان با آوردن تمامی چهره‌های اصلاح‌طلب در مقابل دوربین‌هایشان، جدیدترین فاز سناریوی زشت خود را آغاز کردند. این بار همچون بارهای قبلی، دو سایت وابسته به محفل کودتا، یعنی ایرنا و فارس، مشغول گزارش دادن لحظه به لحظه این بیدادگاه‌اند.


خبرگزاری فارس نوشته است:‌ دادگاه علني رسيدگي به اتهامات متهمان پرونده كودتاي مخملي واغتشاشات اخير تهران صبح امروز سه شنبه در شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامي تهران به رياست قاضي صلواتي آغاز شد.

در اين جلسه دادگاه بهزاد نبوي،‌ محسن صفائي فراهاني ، سعيد حجاريان، فيض‌الله عرب سرخي ، عبدالله رمضان‌زاده، محسن ميردامادي، ،‌سعيد شريعتي،‌ كيان تاجبخش،‌ محسن امين‌زاده،‌ مصطفي تاج‌زاده،‌ صادق نوروزي ، شهاب طباطبائي،‌ هدايت‌آقايي، مسعود باستاني، حمزه غالبي، سعيد ليلاز،‌ علي تاجرنيا، احمدزيدآبادي،‌محمدقوچاني،‌ محمدرضا جلائی‌پور براي رسيدگي به اتهامات خود در جلسه حضور دارند